|
من و عشقم فاطمه من
تو در مورد دلتنگی واقعی چیزی نمیدونی چون این تنها زمانی اتفاق می افته، من او را دوست داشتم
. . . …
هر روز نبودنت را روی دیوار خط کشیدم و حالا این دیوار شده پر از خط! خوش بحال تو که فقط یک خط کشیدی آن هم رویه من
. . . .
بــرگـرد نـه اینکــهבلم برایــت تـــنـگ شـבه باشـב نــــه (!) خنـجــرت جـا مـانـבه است؛ نمــے گـذارב تکیــه بـבهــم …
. . . .
دلم می خواست چایی بودم یک چایی قند پهلو… تو پهلویم بودی..!!
. . . . بعضــــــی ها گـــریه نمی کنند ! اما از چشـــــم هایشان معلوم است که اشکــــی به بزرگی یک سکــــوت گــــوشه ی چشمشان به کمیــــــن نشسته…
. . . .
ادم برفی اب شد. وقتی دید کودکی گرسنه به هویج دماغش زل زده بود…
. . . .
رد پاهایم را پاک می کنم به کسی نگویید من روزی در این دنیا بودم… خدایا می شود استعـــــفا دهم؟! کم آورده ام …!
. . . .
هیچ گاه دوست داشتن های پر دلیل را دوست نداشته ام،
. . . .
باران می بارد! به حرمت کداممان؟ نمیدانم. همین اندازه میدانم صدای پای خداست.شایددلی در این حوالی گفته باشد: “دوستت دارم.”
. . . .
لبخند هایت را حراج کرده ای… ارزان دلبری می کنی… یادش بخیر…. روزی خنده ات به قیمت جانم تمام می شد
|
درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
|||
|
|